| |
| سه شنبه 12 تیر ماه سال 1386 |
|
میپیچد در گور گوژ رها شو شن چو!! برادرک زرد پوستم بوی نفت و خون باد به مقعد می اندازد.
|
|
| |
| پنجشنبه 7 تیر ماه سال 1386 |
|
غم های کوچک مصیبتهای بزرگ باعث یگانگی اند. آیا جاده سراسر پیچ در پیچ و سربالایی است؟ و آیا این سفر تا انتهای روز به طول می انجامد؟؟همراهی کن درد را بگذار تسخیرت کند تو را و تنت را غم تنها نت پایین را می نوازد و درست در قلب زمستان بود که توانستم ببینم در درونم تابستانی بی پایان منزل می کند رهایم کن ای موسیقی بگذار آرام بگیرم آرام در تابوتی از جنس ام دی اف!!! |
|
| |
| چهارشنبه 9 خرداد ماه سال 1386 |
| چگونه می شود |
به انجام روزهای بی پایان
خنجری در رویاهای ناهمگون
زمستان سرد و شلاق زن
تجاوز ضبط صوت به نوار کاست! |
|